تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
489
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
از اين بيان معلوم شد كه جنس و ماده در حقيقت يك چيز هستند ، منتها در اعتبار با هم فرق دارند ، همچنين عرض و عرضى در حقيقت يك چيز بوده و در اعتبار با هم فرق دارند و همان گونه كه بين صورت و فصل اتحاد است و تفاوت آنها به اعتبار است ، همچنين بين عرض و عرضى هم اتحاد است و تفاوت آنها به اعتبار است ؛ به لحاظ اتحاد و عدم استقلال ، عرضى و به لحاظ استقلال و عدم اتحاد عرض گفته مىشود . در شرح اين مطلب مىگوييم : ما انسانها وقتى چيزهايى را از موجودى احساس كرده و مىبينيم يكى از آنها را اصل و بقيه را فرع مىبينيم ، مثلًا اگر به درختى نگاه مىكنيم مىبينيم در آن الوان مختلف و شاخه و برگها و شكوفهها و زردى و سفيدى و قرمزى و . . . هست و مىبينيم در اولِ وجود ، رنگ برگهايش سبز بوده بعد زرد شده است ولى با اين تغيير آن موجود از بين نمىرود و يا اگر برگهايش ريخت نابود نمىشود . بنا بر اين مىفهميم در ضمن اين موجودات و چيزهاى گوناگونى كه در آن مىبينيم يك چيزى هست كه اگر او برود همهء اينها مىرود ولى اگر غير او برود ، هيچ ضررى ندارد ؛ زيرا سال بعد اگر خدا بخواهد مثل آن متولد مىشود . مثلًا اگر برگهاى آن ريخت چند ماه بعد برگهاى بهتر و جوانتر و زيباتر خواهد روييد و اگر شاخهاش شكست ، شاخهء ديگرى توليد خواهد شد . ولى اگر آن يك چيز برود همهء اينها به باد فنا مىروند و آن عبارت از درختى آن درخت است كه به آن موضوع مىگوييم و چيزهاى ديگر ، مثل الوان گوناگون و طول و قصر و غيره را عرض مىناميم . و ما بالبداهه مىبينيم شاخهء اين درخت رنگى داشت و بعد رنگ ديگرى پيدا كرد و رنگ اوّلى به حال خود باقى نماند ؛ لذا مىگوييم : اين دو موجود دو عرض مىباشند كه يكى رفت و ديگرى آمد و در اين ملاحظه وجود عرض را غير از اصل مىدانيم ، ولى وقتى عرض را بررسى مىنماييم مىبينيم وجودى است كه نمىتواند بدون تكيه و استناد به غير به خود قائم باشد ، بلكه بايد وجود عرض به يك وجودى كه مىتواند به خود قائم باشد ، تكيه و استناد داشته باشد .